تبلیغات
محمد رسول خدا - حضرت محمد از دیدگاه غرب

محمد رسول خدا

عالمی از علمش سیر نمی شود تا سرانجام به بهشت می رسد.حضرت محمد

 

حضرت محمد از دیدگاه غرب

 

نوشته شده توسط:مسیح

 
یوهان ولفگانگ گوته (1838-1749) بزرگترین شاعر آلمانی كه با آثار فراوان و ارزشمندش در ردیف بزرگترین شاعران جهان قرار گرفته چنان برخورد شگفت انگیز و جالبی با اسلام دارد كه شایسته است آن را به شیوه ای علمی و دقیق بررسی كنیم . علاقه گوته به اسلام علاقه ای درونی و خارج از قواعد معمولی است . گوته علاقه اش را به اسلام در مقاطع مختلف زندگی بروز داده است . نخستین جلوه این علاقه و گرایش به دوران جوانی گوته یعنی 23سالگی او بازمی گردد كه مدحی بسیار زیبا در وصف پیامبر گرامی اسلام می سراید. در 70سالگی نیز آشكارا بیان می كند ، در این اندیشه است همه شبهای قدر را كه قرآن در آن نازل شده است ، شب زنده داری كند و این فاصله زمانی ، یعنی بین 23تا 70سالگی دوره ای طولانی از زندگی گوته را شامل می شود كه این شاعر آلمانی به شیوه های مختلف علاقه خود را به اسلام نشان می دهد. گرایش به اسلام در گوته بیش از هر چیز در دیوان شرقی نمود می یابد. این كتاب در كنار اثر بزرگ گوته ، فاوست ، از مهمترین آثار او به شمار می رود . یكی از ابیات شگفت انگیز دیوان ، بیتی است كه شاعر در آن گمان این را كه مسلمان است ، منتفی نمی داند. مطالعات قرآنی گوته در سال 1772 دستاوردی بزرگ برای او دارد، چراكه او انگیزه می یابد تا به تدوین نمایشنامه محمد بپردازد. اگرچه این نمایشنامه هرگز مجال اجرا نیافت ، اما در بخشی از این نمایشنامه كه گوته آن را یادداشت كرده است ، می توان به مفاهیم زیبایی از اسلام و بنیانگذار این دین مبین در نزد گوته برخورد و از این رو بررسی این اثر برای دریافت بهتر رابطه گوته با اسلام بسیار راهگشاست . در این نمایشنامه به نمونه هایی برمی خوریم كه دلایل و چگونگی علاقه شخصی گوته را نسبت به اسلام نشان می دهد. در این میان ، دو جلوه نمودی بیشتر دارند: نخست شخصیت حضرت محمد (ص) و دوم تعالیم حیات بخش اسلام كه گوته به سبب این دو جلوه ، علاقه ای درونی نسبت به اسلام می یابد.یكی از بخشهای زیبای این نمایشنامه "نغمه محمد"نام دارد. این شعر مكالمه ای میان علی (ع) و فاطمه (س) است . گوته این شعر را بهار سال 1773 می سراید چرا كه او تا این زمان كتابهای بسیاری درباره حضرت محمد (ص) مطالعه كرده بود. گوته در این شعر شخصیت بنیانگذار دین اسلام را به مثابه رهبر معنوی بشریت تصویر می كند و برای بیان بهتر موضوع از تمثیل سیلی عظیم و آبی فراوان بهره می جوید، تا بدان وسیله آغاز حركت او را از نقطه های كوچك تا رسیدن به قدرت معنوی بزرگ بهتر بیان كند

 
به جز این دو نویسنده و متفكر تاریخ ، بسیاری از دانشمندان و فضلاء و اندیشمندان غیرمسلمان به شخصیت والای پیامبر گرامی اسلام اذعان داشته اند . از جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد

لئون تولستوی، نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه كه آموزه هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است ، علاوه بر نامه ای كه در بالا آمد ، در كتاب" اسلام و عرب" دكتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159 ، نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام دارد.
وی كه سرمشق افرادی همچون گاندی بوده ، چنین می گوید: «شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اكرام می باشد. شریعت پیغمبر اسلام بعلت توافق آن با عقل و حكمت در آینده عالمگیر خواهد شد

Mohammad and his successors واشنگتن ایروینگ ، نویسنده و كنسول آمریكا در اسپانیا در كتاب مینویسد: تمام آیات قرآن محكم و پرمعنی می باشد و از روی شعور نوشته شده است. بنابراین سندی كه باعث تسلی قلب خودمان در دست باشد، نداریم


كارل ماركس، فیلسوف ، سیاستمدار و انقلابی آلمانی الاصل در قرن 19 با درك عمیق از شخصیت پیامبر عظیم الشأن اسلام چنین اظهار می دارد: «محمد مردی بود كه... از میان مردمی بت پرست با اراده آهنین برخاست و آنان را به یگانه پرستی دعوت كرد و در دلهای ایشان جاودانی روح و روان را بكاشت. بنابر این او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد ، بلكه سزاوار است كه به پیامبری او اعتراف كنیم و از دل و جان بگوییم كه او پیامبر خدا بوده است."به نقل از كتاب" محمد عند علماء الغرب"، ص101

مهاتما گاندی ، در كتاب" اسلام شناسی غرب" صفحه 36 می نویسد: حیات شخص پیامبر اسلام بنوبه خود نشانه و سرمشق بارزی برای رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب است

جواهر لعل نهرو نیز در كتاب" نگاهی به تاریخ جهان" می گوید: مذهبی كه پیامبر اسلام تبلیغ می كرد بواسطه سادگی و راستی و درستی آن و دارا بودن طعم دموكراسی و برابری، مورد استقبال توده های كشورهای مجاور شد

ولتر فرانسوی ، در كتاب اسلام از نظر ولتر صفحه 28 و 53 گفته است: حضرت محمد بی گمان مردی بسیار بزرگ بود. وی جهانگشایی توانا، قانونگذاری خردمند، سلطانی دادگر و پیامبری پرهیزگار بود. او بزرگترین نقشی را كه ممكن بود در مقابل چشمان مردم عادی ایفا كند در روی زمین ایفا كرد

پیرسیمون لاپلاس،منجم و ریاضیدان معروف فرانسوی قرون 18 و 19میلادی كه نظریات او تحولات بزرگی در نجوم ایجاد كرد، در مورد دین مبین اسلام چنین اظهارنظر نموده است
گرچه ما به ادیان آسمانی عقیده نداریم ولی آئین حضرت محمد(ص) و تعالیم او ، دو نمونه اجتماعی برای زندگی بشریت است. بنابراین اعتراف می كنیم كه ظهور دین او و احكام خردمندانه اش ، بزرگ و با ارزش بوده و به همین جهت از پذیرش تعالیم حضرت محمد بی نیاز نیستیمبه نقل از مجله مكتب اسلام اردیبهشت 52 صفحه??

پرفسور ارنست هگل، یكی از بزرگترین و پرنفوذترین فلاسفه آلمانی الاصل قرن19 در كتاب "زندگانی محمد" نوشته توماس كارلایل صفحه 48 می گوید: «اسلامیت طرح خیلی جدید و در "عین حال، طرح غیرمخدوش و بسیار عالی توحید می باشد

هربرت جرج ولز، نویسنده و محقق انگلیسی در كتاب "سرمایه " می نویسد: «اسلام تنها دینی است كه هر بشر شرافتمند می تواند بداشتن آن افتخار ورزد… تنها دینی است كه من دریافته ام و بارها گفته ام كه از سر خلقت آگاه است و با راز آفرینش آشنا و همه جا با تمدن ".همراه است، دین اسلام می باشد

جورج برنارد شاو ،بزرگترین نویسنده انگلستان بعد از شكسپیر كه افكارش در زمینه مذهب، علم،اقتصاد، خانواده و هنر اثر عمیقی بر روی مخاطبین خود داشته ، در رابطه با شخصیت والای پیامبر بزرگ اسلام چنین می گوید: من همیشه نسبت به دین محمد(ص) بواسطه خاصیت زنده بودن شگفت آورش نهایت احترام را داشته ام. بنظر من، اسلام تنها دینی است كه دارای آنچنان خاصیتی است كه می تواند تغییرات گوناگون را بخود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من درباره دین حضرت محمد(ص) چنین پیش بینی كرده ام كه كیش او برای فردای اروپا قابل قبول خواهد بود. همانطوری كه در اروپای امروز هم پذیرش آن آغاز شده است.من معتقدم كه اگر مردی مانند پیامبر اسلام فرمانروایی مطلق جهان عصر جدید را احراز ».كند طوری در حل مسائل و مشكلات جهان توفیق خواهد یافت كه صلح و سعادتی را كه بشر بشدت احتیاج دارد برای او تأمین خواهد كرد.

ادوارد گیبن، بزرگترین مورخ انگلستان در قرن 18 میلادی و نویسنده مشهور "تاریخ سقوط امپراطوری روم" درباره قرآن چنین می نویسد: «از اقیانوس اطلس تا كنار رود گنگ (در هندوستان) قرآن نه فقط قانون فقهی شناخته شده است بلكه قانون اساسی شامل رویه قضایی و نظامات مدنی و جزایی حاوی قوانینی است كه تمام عملیات و امور مالی بشر را اداره می كند و همه این امور كه به موجب احكام ثابت ولایتغیری انجام می شود ناشی از اراده خداست. بعبارت دیگر قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمین و دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی، اجتماعی، مدنی، نظامی، قضایی، جنایی، جزایی، و همچنین مجموعه قوانین از تكالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی اعم از تزكیه نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب و مكافات این جهان تا عذاب و مكافات جهان آینده، همه را در بردارد.»
به نقل از كتاب "عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن" صفحه 72

پروفسور ویل دورانت ،مورخ و نویسنده آمریكایی (1885-1981) كه میلیونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه می كنند ، در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهارنظر می كند:اگربه میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم ، باید بگوئیم كه حضرت محمد(ص) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را كه از فرط گرمای هوا و خشكی صحرا بتاریكی توحش افتاده بودند، اوج دهد در این زمینه توفیقی یافت كه از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود كمتر كسی را جز او میتوان یافت كه همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد«ص» از قبایل بت پرست و پراكنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آئینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی كه اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد، كه در طی یك نسل در یكصد معركه نظامی پیروز شد و در مدت یك قرن یك امپراتوری عظیم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است كه بر یك نیمه جهان نفوذ دارد.

اینها تنها بخشی از اظهار نظرات متفكرین و اندیشمندان غرب درباره رسول مكرم اسلام است . ولی متاسفانه علیرغم این حقایق انكار ناپذیر و مهمتر از همه ، حقانیت دین و آیینی كه در طول بیش از 1400 سال علیرغم تمامی دشمنی ها و دشواری ها و تحریفات ، اینك خود را در برابر هیمنه و غوغای دین ستیزان و سلطه جویان جهانی زنده و پویا و پایدار نگه داشته است ، برخی به اصطلاح شبه روشنفكران در این سو و آن سوی جهان برطبلی می كویند كه در دوران جاهلیت اعراب ، امثال ابوجهل و ابولهب و بت پرستان مكه برآن می كوبیدند. گویی سررشته این جاهلیت متعصب پایان ناپذیر است و همچنانكه استنلی كوبریك و آرتور سی كلارك در "2001: یك ادیسه فضایی" نشان دادند ، در میمونهای میلیون ها سال پیش و بشر به اصطلاح متمدن امروزی به یك نحو حلول می كند. تنها تفاوت در آن است كه سلاح استخوانی جایش را با سلاح پیشرفته تكنولوژیك عوض كرده است

خانم ممسن كه در حال حاضر استاد دانشگاه استانفورد كالیفرنیاست در مورد نفوذ اسلام و برخوردهای هتاكانه و بی شرمانه برخی از رسانه های غرب با آن و پیامبر عظیم الشانش طی یك سخنرانی می گوید : ظهور اسلام در پرتو مجاهدت های نبی اكرم(ص) و اهلبیت علیهم السلام نقطه عطف تاریخ بشری است،به گونه ای كه بدون این نقطه عطف آسمانی هرگز تمدن هایی چون روم، مصر و ایران باستان راهی به تمدن كنونی نداشتند. دلایل تاریخی این حقیقت غیر قابل انكار بی شمار است. یكی از این دلایل اقرار مكرر دانشمندان اسلامی و خصوصاً غیر اسلامی و اروپایی به این حقیقت عظیم است كه نمونه كوچكی از آن را هم اكنون پیش رو دارید. متأسفانه جامعه به ظاهر پیشرفته غرب صهیونیزم زده برای مقابله با تعالیم ادیان آسمانی خصوصاً اسلام عزیز جنگ روانی گسترده ای را آغاز نموده كه پیشقراولان آن سردمداران شناخته شده آمریكا و اسرائیل هستند. با كمال تعجب داعیه داران دروغین تمدن و حقوق بشر به علت ضعف و زبونی در مصاف با نورانیت آفتاب عالمگیر محمدی(ص) عقده گشایی نموده، بی ادبی پیشه كرده و به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام اسائه ادب نموده اند. خوشبختانه دانشمندان بنام این جوامع برخلاف تلاش های مذبوحانه و توهین آمیز نه تنها پیامبر اسلام را از بزرگان طراز اول تمدن دینی می دانند بلكه با صراحت تمام بر جهانی شدن دین اسلام بعلت مزایای بی شمار آن اقرار نموده اند. دقیقاً همین نكته مهم است كه خاطر توهین كنندگان را به درد آورده و آنها را به ورطه بی فرهنگی و توهین كشانده است. از سوی دیگر در پوشش این اسائه ادب به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) درصددند واكنش جهان اسلام را مورد ارزیابی قرار داده تا با سناریوهای جدید فشارهای بیشتری را بر مسلمانان جهان به ویژه جمهوری اسلامی ایران وارد كنند.

اما حكایت دیگر این پرده دری ، از پرده برافتادن بسیاری از ادعاها و سرو صداهای دمكراسی طلبی و آزادیخواهی این حضرات است كه به خواست خدا هر زمان بیشتر و بیشتر كوس رسوایی خود را به صدا درمی آورند. نكته قابل تامل اینجاست كه در نظر این مدعیان دمكراسی ، اهانت و توهین به یك پیامبر الهی ، آن هم پیامبری كه بیش از 5/1 میلیارد پیرو دارد و در میان 5/4 میلیارد دیگر ساكنان كره خاكی نیز مورد احترام و اقتدای بسیاری است ، از تبعات دمكراسی محسوب شده و باید آن را تحمل كرد ولی حتی تحقیق درباره واقعه ای تحت عنوان كشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی ، با تلقی شدن جریحه دار كردن احساسات نهایتا 15 میلیون یهودی (كه بسیاری از آنها اساسا موضعی دربرابر واقعه فوق ندارند) جرم است و اگر كسی بگوید مثلا به جای 6 میلیون یهودی ، 5/5 میلیون در آن جنگ كشته شدند ، بایستی محاكمه شده و به زندان محكوم شود!! با این وصف كه در اینجا هیچ توهینی حتی به آنها كه واقعه هلوكاست را صحیح می دانند ، نشده بلكه فقط باب بحث و تحقیق درباره یك واقعه تاریخی باز شده است. این درحالی است كه در دین اسلام نه تنها كوچكترین اسائه ادب به ساحت هیچیك از پیامبران الهی جایز نیست ، بلكه گناهی بزرگ برشمرده می شود و احترام و تكریم همه پیغمبران خدا براساس نص صریح قرآن كریم ، واجب به شمار می آید. یعنی در روش آزادیخواهی مورد ادعای آقایان ، جریحه دار كردن قلب 5/1 میلیارد مسلمان و صدها میلیون موحد و آزادیخواه دنیا ، عین دمكراسی است ولی سوال كردن درباره یك واقعه تاریخی كه مورد نظر چند میلیون یهودی است ، جرم بوده و حكم زندان دارد. جالب اینكه دیوید ایروینگ ، مورخ سرشناس بریتانیایی كه در سال 2006 به جرم انكار اتاق های گاز در آشویتس طی سخنرانی 17 سال قبلش (در سال 1989) در حالی در انگلیس محكوم به 3 سال زندان شد كه ابراز داشت در سال 1991 حرفش را پس گرفته و دیگر به آنچه درباره هلوكاست گفته ، معتقد نیست!!(به یاد انگیزاسیون قرون وسطی نمی افتید؟)اما همه این چالش ها و تنش ها و سر و صداها و جنگ ها و غوغای حقوق بشر و دمكراسی را «فرانسیس فوكویاما» نویسنده و نظریه پرداز آمریكایی به خوبی بیان كرده است.او كه تئوریسین نئومحافظه كاران حاكم بر این كشور محسوب می شود ، در سه كنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، كتاب "پایان تاریخ" خود را ارائه كرد. این كتاب در برابر كتاب "برخورد تمدّن‌ها" اثر «ساموئل هانتینگتون» مطرح شد و فوكویاما مدّعی است كه خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌های جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده می‌شوند و رسانه‌ها، دنیا را به سمت دهكده واحد پیش می‌برند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراین، برای پیش‌گیری از این جنگ باید یكی را به عنوان كدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت می‌كند كه كدخدا، امریكا است. فوكویاما می‌گویدكه این نبرد حتمی است، ولی برنده آن غرب نخواهد بود و با اسناد و مدارك ثابت می كند كه برنده نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.

فوكویاما در كنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه" می‌گوید:شیعه، پرنده‌ای است كه افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای كه دو بال دارد: یك بال سبز و یك بال سرخ

او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت‌طلبی كه ریشه در كربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر كرده است، معرفی می‌كندفوكویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد كه اهمیّتش بسیار است. او می‌گوید:این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود. شیعه، عنصری است كه هر چه او را از بین می‌برند، بیشتر می‌شود

وی جنگ عراق و ایران را مثال می‌زند و می‌گوید:این‌ها فاو را تسخیر كرده بودند، می‌رفتند كربلا را هم بگیرند و آن، یعنی فتح قدس، چون اگر كربلا را می گرفتند ، اینجا (اورشلیم) را هم قطعاً می‌گرفتند

در آمریكا كتابی به نام " طرحی برای تقسیم و انزوای دین "به چاپ رسیده كه در آن مصاحبه مفصلی از دكتر مایكل برانت معاون ارشد رئیس سابق سیا ، باب وود واردز و عضو مهم بخش شیعه شناسی سازمان سیا منتشر شده است. وی در این مصاحبه از اسرار تكان دهنده ای پرده برداشته و در جریان اتهام كاركنان سیا به فساد مالی بطور ناخودآگاه اعتراف كرده ، در این سازمان مبلغ 900 میلیون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشیع اختصاص یافته بوده است. گفتتنی است كه دكتر مایكل برانت مدتی طولانی در بخش مذكور فعالیت داشته ، ولی چندی پیش به خاطر فساد مالی از كار بركنار شد و او نیز از باب انتقام جویی خیلی از اسرار محرمانه را برملا كرد
مصاحبه وی به طور بسیار خلاصه چنین است

انقلاب 1979 ایران ضربه های اساسی به سیاست ما در حاكمیت در كشورهای اسلامی وارد ساخت. پس از ناكامی ما در چند سال اول انقلاب برای كنترل آن و رشد روزافزون بیداری اسلامی و گسترش دامنه ی نفرت علیه غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابی در شیعیان كشورهای مختلف بالاخص لبنان، عراق، كویت، بحرین و پاكستان، مقامات بلند پایه سیا دور هم جمع شدند. در این جلسات نماینده سرویس مخفی مشهور انگلیس MI6 نیز شركت می نمود؛ زیرا انگلیس تجربه ی وسیعی در مطالعه روی كشورها را دارد. در این گردهمایی ها نتیجه گیری شد كه انقلاب ایران فقط نتیجه طبیعی سیاست های شاه نبوده است، بلكه در باطن عوامل و حقایق دیگری نیز وجود دارد كه محكم ترین آن عوامل ، یكی رهبری سیاسی توسط مرجعیت دینی شیعی و دیگری شهادت حسین نوه پیامبر اسلام در 1400 سال پیش است. حادثه ای كه قرن هاست شیعه به یاد آن با غم و اندوه بی نهایت عزاداری می كند.این دو محور است كه شیعه را از سایر مسلمانان فعال تر و متحرك تر می سازد. در همین گردهمایی تصویب شد كه برای مطالعه اسلام شیعی و برای برنامه‌ریزی و كار روی این پروژه یك شعبه جداگانه و مستقلی تاسیس شود و نخست بودجه چهل میلیون دلاری برای آن اختصاص یابد.

به نظر می آید تمامی جنگ های روانی و غیرروانی كه اخیرا علیه اسلام و شیعه به راه افتاده ، حتی توطئه علیه حزب الله لبنان و ترور رهبرانش و همچنین نسل كشی در نوار غزه و ...همه و همه به همین تئوری ها و نقشه ها بازمی گردد.

اما گوته در بخش دوم نمایشنامه اش درباره پیامبر اسلام از زبان ایشان شعری شورانگیز در وصف توحیدمی نویسد كه به سخنان حضرت ابراهیم خطاب به مشركین در آیه 76 ازسوره انعام قرآن كریم باز می گردد.آنجاكه می فرماید: "لا احب الافلین" یعنی غروب شوندگان را دوست ندارم.

گوته در آن بخش از نمایشنامه اش از زبان رسول گرامی اسلام چنین می سراید

اى قلب عاشق

خویش رابه سوى آفریدگارت روانه‏ساز

اینك اى پروردگار من تو را می پرستم

تویى كه همگان را دوست دارى‏ و آنان را عاشقى‏

تویى كه خورشید و ماه و ستارگان را آفریدى‏

و زمین را و آسمان را و هستی را

كاملاً روشن است كه گوته مفهوم این نیایش را به زیباترین شكل از قرآن برداشت و از زبان حضرت محمد-صلوات الله علیهم- بیان كرده است. به راستی چگونه گوته به چنین دانشى درباره قرآن و چنان عشق و محبتی نسبت به خاتم پیامبران دست یافته بود.


foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 09:25 ق.ظ
Hi, I desire to subscribe for this blog to obtain latest updates, so
where can i do it please assist.
What do eccentric heel drops do?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:43 ق.ظ
When someone writes an article he/she retains the thought of a user in his/her brain that how a
user can know it. So that's why this article is outstdanding.

Thanks!
https://melbamikes.wordpress.com/2016/02/
جمعه 13 مرداد 1396 10:38 ب.ظ
Hi! This post could not be written any better! Reading through
this post reminds me of my old room mate! He always kept chatting about this.
I will forward this article to him. Fairly certain he will have a good read.
Thank you for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر